گنج

شمارهٔ ۱۹۱

۷ بیت
خواجه را گوی که از زیر زمین یاد کنداینهمه روی زمین بهر که آباد کند
دل ویران شدهٔی را کند ار کس تعمیرهست بهتر ز دو صد خانه که بنیاد کند
هر که خواهد دلش از قید غم آزاد شودبایدش تا دلی از قید غم آزاد کند
هیچ دانی چمن از چیست چنین خرم و شادبهر آنست که دلهای حزین شاد کند
ایکه تلخی کسانخواهی و شیرینی خویشباخبر شو که فلک با تو چو فرهاد کند
خم نگردد قدش از بار ملامت چون تاکراستی پیشهٔ خود هر که چو شمشاد کند
آنکه از مال کسان خانه بیاراست صغیرچون چراغیست که روشن بره باد کند