گنج

شمارهٔ ۱۸۸

۶ بیت
هزار بار به خون جگر طهارت کردکه تا جمال تو را چشم من زیارت کرد
چه فتنه‌ای تو ندانم که چشمت از مردمبه غمزه دین و دل و عقل و هوش غارت کرد
بگفتمش به کجا اهل دل سجود آرندبه ابروان چو محراب خود اشارت کرد
بگفت عاقبتت می‌کشم به خون یاربغمش مباد که شادم از این بشارت کرد
مقام قرب خدا یافت همچو ابراهیمکسی که کعبهٔ ویران دل عمارت کرد
اگر صغیر کبیرانه می خورد نه عجبکه جا به میکدهٔ عشق در صغارت کرد