گنج

شمارهٔ ۱۸۰

۷ بیت
نالهٔ من نی عجب گر جا به دل‌ها می‌کندهرکجا آتش بیفتد جای خود وامی‌کند
از نگاهی داد عقل و دین ما را دل بیارکس نداند این دل شیدا چه با ما می‌کند
کرده خود با عشقبازی گر سمندر نیست دلاز چه بهر سوختن خود را مهیا می‌کند
جوی‌ها کرده است جاری چشم از سیل سرشکچشمه را بنگر که هم چشمی به دریا می‌کند
آسمان خم گشته و بگشوده از خورشید چشمدر زمین ماه مرا گویی تماشا می‌کند
ای که جویی جزر و مد دیدهٔ ما را سببگاه آن مه رخ نهان گاهی هویدا می‌کند
هرکجا هست انس با دیوانگان دارد صغیرراستی هر جنس جنس خویش پیدا می‌کند