شمارهٔ ۱۲۶
دور هجران را مگر اتمام نیستیا مگر صبح از پی این شام نیست
با که بفرستم غم دل را بدوستچون صبا هم محرم پیغام نیست
نی منت تنها به دام افتادهامکیست آنکو بستهٔ این دام نیست
خواندهام تاریخ دور روزگارهیچ دوری به ز دور جام نیست
چون دل من عاشقی آغاز کردگفتم آعاز تو را انجام نیست
هر کسی کامی گرفت از یار خویشکس چو من در عاشقان ناکام نیست
عاشقی را شرط بی اندازه استاین قبا زیبا به هر اندام نیست
گر طریق عشق می پوئی صغیرپخته شو کاین ره ره هر خام نیست