گنج

شمارهٔ ۱۱۶

۷ بیت
دلبرا نرا همه سخت است دل و پیمان سستیا که ای سنگدل این قاعده در مذهب تست
هیچ پیکان ز کمانخانهٔ ابروت نجستتا که اول دل زاری هدف خویس نجست
که سر خوان غم عشق تو ایدوست نشستکاولین مرتبه از هستی خود دست نشست
گر دلی را چو دل من فلک سفله نخستچه کنم این شده تقدیر من از روز نخست
در جهان هیچکس از قید غم و غصه نرستبیغمی هست گیاهی که در این باغ نرست
ایندرست استکه حق در دل بشکسته درستکز شکست دل بشکسته شود کار درست
آفرین بر تو صغیرا دگر این قاعده چیستکه چنین طبع تواش کرد بیان چابک و چست