بخش ۶۸ - در معنی کریمه و ثیابک فطهر
رو بخوان طهر ثیابک را تو بازحمل آن را لیک کم کن بر مجاز
صورت آن جامه کوته کردن استمعنی آن ز آرزوها مردن است
جامهء کوته بود دور از دنسرجس باطن چیست؟ آمال و هوس
رجس ظاهر زود ز آبی در گذشتوین نگردد پاک تا تن پی نگشت
آن طهارت جامه یعنی دار دوراز دنس وین دامن از لوث غرور
جامه را کوتاه شاید زود کردآنکه هِشت آمال خود را جود کرد
فهم قصر جامه را داری تو لیکفهم قصر آرزویت نیست لیک
همچنین دان جمله احکام شرعصورتش را هست جانی ز اصل و فرع
مر وضو را هست این معنی که بازدست شو از خلق و با حق کن نیاز
تا نشویی دست از خلق ای عمومر تو را نبود کمالی در وضو
در شریعت بر تو شد حکم وضوکه بشویی وقت سجده دست و رو
وآن بود حکم ولایت کز نیازباز شویی دست از خلق مجاز
لیک گر بر ترک شرعت زهره استاز ولایت جان تو بیبهره است
زآنکه معنی راست بی شک صورتیترک صورت گر کنی در آفتی
صورت بی مغز و معنی ممکن استمعنی بی صورت امّا موهن است
از شریعت هر که را نبود فروغدر ولایت دعویش باشد دروغ
زآنکه از حق این دو با هم توأمندیکدگر را در مدد مستلزمند
معنی کافور و سرّ زنجبیلکت به قرآن گفت آن رب¸ جلیل
شرع احمد(ص) وآن ولای مرتضاست(ع)ور سلوک و جذب هم خوانی رواست
جذبه گر نبود سلوکت را ز پیمیرسی از ره تو بر مقصود کِی
ور سلوکت رفت و جذبت شد مداممحترق گردی و گردد کار خام
شرح این اجمال گفتم پیش از اینبا تو در ایاک نعبد نستعین
نستعین یعنی چه، در راه آمدمدر سلوک از حق اعانت بایدم
چون اعانت خواست مرد رهسپاردر طریق بندگی از کردگار
بی گمان در خواب شرع با نسقراست گردد آنچه بیند مرد حق