بخش ۴۲ - در معنی السعید سعید فی بطن امه والشقی شقی فی بطن امه
حق تعالی چونکه ارسال وجودکرد بر اشیاء ز فرط عدل و جود
هر وجودی بر قبول او شتافتهستی ای از، وی به حد خویش یافت
وآنچه برد از وصف هستی قسمتیلازم آمد هستیاش را نسبتی
هرچه هستی یافت از سلطان جودمتصف بر وصفی آمد از وجود
گشت در هستی رطوبت وصف آبوآن یبوست یافت بر خاک انتساب
گشت مر تکلیف هم وصف بشرزآنکه انسان بود اشرف زآن دگر
وصف انسان است پس این بندگیانکسار و عجز و سر افکندگی
هم ز تکلیفش خداوند رحیمرهنما شد بر صراط مستقیم
تا نگویی کز چه این تکلیف خاصیافت از حق بهر انسان اختصاص
زینکه یزدان در جهان بیبیش و کمهرچه را موجود فرمود از کرم
در وجود آدمی یکجا نهادپس به جمله ممکناتش حکم داد
چون دو عالم گشت جانش را محاطکرد پس تکلیف و خواندش بر صراط
حد او پس استقامت در ره استچونکه خارج شد شقی و ابله است
پیش از این ای صاحب قلب سلیمگفتمت شرح صراط مستقیم
پس بدانسان هر که شد در راه حقگشت جانش محرم درگاه حق
رهرو راه خدا باشد سعیدوآن شقی آن کس که از ره پا کشید
بطن اُم توست سرّ اختیارکه تو را در بطن او باشد قرار
ز اختیار و جبر کردم پیش از اینمر تو را آگاه تا دانی یقین
حد تو پس در یقین تکلیف توستزیر تکلیف ار روی تعریف توست
جای تکلیف ار ز بهر توست تنگتو شقیای، بیتأمل، بیدرنگ
این سعادت ، وین شقاوت خود دو اندوین دو هر یک عارض ذات تو اند
تا ندانی کآن ز جای دیگر استناشی از فعل تو و در تو در است