بخش ۳۸ - عرض حال نمودن انبیاء با حضرت سید الشهدا(ع)
انبیاء کردند اول عرض حالدر حضور آن ظهور بی مثال
کای ولایت مر نبو ت را سبببی ولایت چه نبی چه بولهب
از جنینی تا کهولت تا مماتداد ما را از بلا نامت نجات
گر نبود از عونت ای نعم المعینبُد هنوز آدم درون ماء و طین
ور نمیجست او به نام تو پناهبُد هنوز آلوده بر لوث گناه
نوح چون در کشتی عونت نشستدل در آن هنگامه بر لطف تو بست
آمد از جود تو ای سلطان جودکشتی اش در ساحل جودی فرود
ور نبودی آفتاب جان فروزفُلکش اندر ورطه طوفان هنوز
این خلیلت را چو نمرود ای شفیقبست بهر سوختن بر منجنیق
دامن عشقت به کف بگرفت شادوآنگه اندر دامن آتش فتاد
شد گلستان نارِ نمرودی بر اوآتش سرکش نزد دودی بر او
چونکه اسمعیل فرزند خلیلخواست خود را در ره عشقت قتیل
از نبوت محرم درگاه شددر میان ما ذبیح ﷲ شد
داد اندر صلب او پروردگارنور این پیغمبرانش را قرار
شد چو یعقوب از غم یوسف صبوروز فراق او دو چشمش گشت کور
سال ها بگریست تا آخر دخیلشد به نام پاکت ای شاه جلیل
آمد او را لاجرم زآن احترامبوی پیراهان یوسف بر مشام
بر تو شد گریان، چشمش نور یافتنی ز بوی یوسف مهجور یافت