بخش ۳۷ - در مناجات و خطاب به حضرت قاضی الحاجات
یا حسین(ع) ای سامع الدعوات ماای جنابت قاضی الحاجات ما
گرچه آگاهی ز حاجات همهواقفی از قلب و نیّات همه
نیست حاجت پیشت اظهار سؤالخود تو دانی حاجت ما بی مقال
لیک چون گفتی تو ادعونی بهارد امرت نیست حد ما شها
پس به درگاهت کنم روی نیازبا تو گویم فاش، دارم آنچه راز
گرچه از بسیاری جرم و خطابر جنابت نیستم روی دعا
لیک هستی چون تو غفار الذنوبعالِم الاسرار و ستّار العیوب
خاصه ستّار عیوب بنده اتسر به پیش از جرم خویش افکنده ات
اولین خلعت که از لطفت سزاستبندة مداح را عفوِ خطاست
گرچه جرم من نبود از اختیاربل مقدر بود و بر پا رفت خار
لیک این نی شرط عجز و بندگی استکه عیان گویم گناه از بنده نیست
ظاهر و باطن تو دانی و صفیزآنچه بر وی رفت پیدا و خفی
زآنچه کردم بر من از رحمت مگیرتوبه آوردم تو شو توبه پذیر
جمله حاجاتم تو دانی بی سؤالنیست حاجت بر کریمان عرض حال
خاصه چون من مجرمی با خوف و بیمخاصه چون تو شاه رحمن و رحیم
گر بخوانی، ور برانی از درمباز بر درگاه خود، بینی سرم
گرچه شأنت برتر است از هر ثنانیست نعتت حد هر گیج و گدا
گر دهی توفیق تا سازم رقمحال عشاق تو را نعم النعم