بخش ۲۳ - و وجدک ضالاً فهدی
احمدا یاد آر کز ملک وجودرخت بستی چون به اقلیم شهود
تو به صحرای شهادت گم شدیهم جدا چون قطره از قلزم شدی
من نمودم ره تو را در بحر جمعروشنت کردم به جمع خود چو شمع
گشتم از فضل خود ای درّ یتیمرهنمایت بر صراط مستقیم
دادمت در ظل قرب خویش جاتا تو باشی گمرهان را رهنما