بخش ۱۲ - در تحقیق دعا و معنی ادعونی استجب لکم
بر زبان آمد مرا نام دعابر بیانش گوش معنی برگشا
تا شوی در بحر تحقیق ای محبواقف از سرّ دعونی اَستَجِب
تا به تو راهی است از سلطان جودبر تو زآن ره میرسد فیض وجود
سد نگردد هرگز این ره نیم دمور شود مسدود، گردی تو عدم
وآن رهی کآن از تو باشد تا وجودهست نزد عارف آن قوس صعود
زین تعیّن ها و قید لا تعدآن ره قوس صعودت گشت سد
مرتفع گردد چو زین راهت حجابهست بیشک هر دعایت مستجاب
ترک هستی معنی لابه و دعاستپس دعا مخصوص ارباب فناست
تو در این حال از دعا مستغنی ایحق دعا گوید تو در وی فانی ای
لاجرم فرمود پیر رهنمامولوی آن قبله اهل دعا
چون خدا از خود سؤال و کَد کنداو دعای خویش را چون رد کند
پس تو درحق فانی و بی هوش باشاو دعایت میکند تو گوش باش
چون در او گشتی تو فانی عنقریباو دعا گوی تو هست و هم مجیب
باز باید گشت سوی مدعاشاه دین فرمود قاسم را دعا
بُد دعای شاه را معنی نه اینکو نگردد کشته در میدان کین
بل دعا این بود سرّ و حاصلشتا کند بر ذات مطلق واصلش
جان و سر را لاجرم چالاک داددر ره حق هرچه بودش پاک داد
در میان، عیش و عروسی را ندیدهرچه آمد تیر کین، بر جان خرید
پیکرش در عشق شاه ذوالجلالشد به زیر سم اسبان پایمال
نی زجان در عشق شه تنها گذشتز اصل چین و فرع چین یکجا گذشت
ای اخی در کار دل مردانه باشعقل را بگذار و رو دیوانه باش
خواهی ار ظاهر نمودِ خویشتنزود برخیز از وجودِ خویشتن
خویشتن را هر که شد بی خویش، یافتنکته این راز را درویش، یافت