گنج

شمارهٔ ۸۲

۹ بیت
شادم که شمارم اشک وآه استتا در غمت این دوام گواه است
با درد جدائیت صبوریخود بی کم و بیش کوه وکاه است
با عمر دراز زلف کج راستفرقی که نه جای اشتباه است
موی من از آن سفید چون روزروز من از آن چو شب سیاه است
از تابش روی و تاب گیسویمشکوی تو پر ز مار و ماه است
ز آن ماه چه نعل ها در آتشز آن مار چه پشت ها دو تاه است
دل با همه زخم های کاریباز از مژه ی تو عذرخواه است
از تیر نگاه و تیغ ابرویگیسوی توام گریزگاه است
دل در صف غمزه اش صفاییصیدی به مصاف یک سپاه است