گنج

شمارهٔ ۸۰

۱۰ بیت
گرچه این فن خلاف آیین استمنت از عارضت برآیین است
کلکم انواع نعت آنچه نگاشتنزد حسن تو عین تهجین است
ذقن و چهر و چشم و غمزه و زلفهمه برهان قاطعم ز این است
عضو عضوت به فر حسن و کمالبس زهر در خواری تحسین است
گویی از آفتاب صبح ازلبی سخن جلوه ی نخستین است
اختلافی در اختیار طلبننگرد دیده ای که حق بین است
هر چه جویی ز حب و بغض بجویکج مرو راه مستقیم این است
جهد کن در دعای دولت شاهکه ز روح الامینش آمین است
حافظ ملک ناظم الدنیاغوث اسلام ناصر الدین است
سر پیوند او صفایی و منمثل مال دار و مسکین است