شمارهٔ ۷۷
لبت از بس لطیف و شیرین استدلت از بس گران و سنگین است
دلت آیات کوه فرهاد استلبت آفات لعل شیرین است
چون فرازد قد و فروزد چهردشت شمشاد و باغ نسرین است
روز عالم به عکس کرد سیاهآفتابی که مطلعش زین است
گر به قتل من آمدی برخیزمدعای من از تو نیز این است
مگذر از کشتنم به علت ضعفکه سکوتم نشان تمکین است
دست از صید نیم کشته ی خویشبرنداری که بیم نفرین است
عشق و مستوری ای عجب با همشرر اندر شعار پشمین است
رفتی آخر صفایی از پی دلوین خلاف طریقهٔ دین است
این چه تلبیس و این چه طامات استاین چه اسلام و این چه آیین است