گنج

شمارهٔ ۷۲

۹ بیت
آن نه ابروی و این نه مژگان استتیر بی پر و تیغ عریان است
آن نه قامت که سرو صدر نشینو آن نه طلعت که شمس ایوان است
آن نه ابرو بود دو قبضه پرندوان نه مژگان دو حصه پیکان است
رخ مخوانش که خجلت خورشیدلب مرانش که شرم مرجان است
دل در آویخت خوش بدان خم زلفو ایمن از آن چه ی زنخدان است
پیش چشم تو نرگس از تشویرسر چو نیلوفرش به دامان است
بودنم بی تو سخت و دشوار استمردنم با تو سهل و آسان است
خوش صفایی دو اسبه می تازیمگرت ره به کوی جانان است
باز کش خامه را عنان نگارصفحه نامه این نه میدان است