شمارهٔ ۳۹۹
بدین اخلاق و اوصاف خداییترا نبود گریز از دل ربایی
به دام و آشیان مرغ غمت راستبسی بهتر اسیری از رهایی
دل از قیدم رهان کاین رشته برپایندارد فرق بندی یا گشایی
قوی تر بر وفایت عهد بستمز خوبان هر چه دیدم بی وفایی
شکیبایی مدار از ما تمناگذشت از صبر کارم در جدایی
چه دولت ها دهد دستم که یکباربه سر وقتم به پای پرسش آیی
چو زلفت بار غم در هم شکستممرا ز آن حقه باید مومیایی
سرم بر عرش ساید گر کند بازبه چشمم خاک پایت توتیایی
مرا باشد شفا از آن لب تو مپسندکه من گردم هلاک از بی دوایی
به دوزخ رفتنش مشکل نباشدتوگر همراه باشی با صفایی