گنج

شمارهٔ ۳۵

۹ بیت
در عهد غیر دلبر پیمان گسست مادرد ا ز حسرت دل پیمان پرست ما
تا آرمت به مهر کنم با رقیب صلحاز بخت شوم خانه خصم است بست ما
مغرور هوش خود مشو ای دل که دیده ایمصد مرد برنیامده با ترک مست ما
افتاد عاقبت سر زلفش به دست غیردیدی که جست ماهی دولت ز شست ما
شهری ز ملک خویش به تاراج داده اندفتحی نکرده اند بتان در شکست ما
بادش به دست باده کوثر ز دست حورگر شحنه این پیاله نگیرد ز دست ما
خط رست وکار بوسه ز لعلش به کام شدشکر به یمن دمید از کبست ما
انکار عشق ما کند آری بود غریبمعنی به چشم عابد صورت پرست ما
از جان نصیحت تو صفایی کنیم گوشروزی اگر زمام دل آید به دست ما