شمارهٔ ۳۳۶
دلم در قید آن زنجیر گیسوتوگویی صید شاهین گشته تیهو
نه از سودای او خالی شوم مننه از افکار من بیرون رود او
رسید اندر غمش آهم به هرجادوید اندر رهش اشکم بهرجو
رود آهنگ افغانم به افلاکرسد سیلاب مژگانم به زانو
ز زلفین زره ساز گره گیرکه داری حلقه ها بر صفحه ی رو
در آتش نعل ها افکنده گوییبه احضار دلم آن چشم جادو
منت گر حور خوانم یا فرشتهبدین اوصاف خوش و اخلاق نیکو
عدیلت نیست در گلزار مینانظیرت نیست در جنات مینو
مرا وصل تو کی گردد میسربه زور پنجه و نیروی بازو
که مقدار بهای خاک پایتزر و سیمم نباشد در ترازو
صفایی پا منه در وادی عشقکه آنجا شیر گردد صید آهو