گنج

شمارهٔ ۲۷۷

۹ بیت
ساقی بریز باده ی صافی به ساغرمکاین آتش اکتفا کند از آب کوثرم
با این شراب تلخ کجا در بهشت نیزحاجت به شیر و شهد و شراب است و شکرم
فتوی به ترک می دهد ار شیخ مسلمیناول کسی منم که بدین کیش کافرم
بروعده های نسیه واعظ چه اعتمادمن خوش به نقد از کفت این می همی خورم
از دست حور ساغر صهبای سلسبیلناید خوش آن چنان که می از دست دلبرم
بر ما طریق کعبه حاجت گم است کاشصاحب دلی شود به خرابات رهبرم
دیگر به در نمی روم از کوی می فروشخوشتر ز تخت تاجوری خاک این درم
افشانم آستین تفاخر برآسمانفرسود تا به تربت این آستان سرم
از کین مهر و ماه صفایی مرا چه باکتا جام باده برکف و جانانه در برم