گنج

شمارهٔ ۲۶۲

۱۳ بیت
وفا و حسن در یاری ندیدمبه هم حسن و وفا آری ندیدم
نظیرت را پری رویی نجستمندیدت را وفا داری ندیدم
نه از بیگانگان نز آشنایانز فضل حسنت انکاری ندیدم
ز ترکان چون تو با این مایه خوبیرضا جویی کم آزاری ندیدم
کمال صورت و معنی که در تستدگر با هیچ دلداری ندیدم
به عین هوشیاری اینقدر مستبه جز چشم تو بیماری ندیدم
به آب و رنگ آن رخسار و مژگانگلی نشنیدم و خاری ندیدم
چو مشکین خال و زلف تابدارتسر مور و دم ماری ندیدم
به دین وکفر کاندر کعبه و دیرچنین تسبیح و زناری ندیدم
به طرز طره ات هرگز کمندیبه دستان تو طراری ندیدم
مرا خود روز و روشن تیره شب ساختچو گیسویت سیه کاری ندیدم
به غیر دل که در قید تو سرخوشرها از غم گرفتاری ندیدم
صفایی راستی کز خیل خوبانبدین صدق وصفا یاری ندیدم