گنج

شمارهٔ ۲۴۳

۹ بیت
ز مهرم خوب تر آن مهر مهوشاز آن زر خوشترم این سیم بی غش
مرا مگذار با این مایه تردیدمرا مپسند در چندین کشاکش
مده خاکم به باد از خشم و خواریبزن از رحمتم آبی برآتش
دمی سیرابم آر از لعل خوشابگهی سرمستم آر از چشم سرخوش
به خاک افکنده چندین صید و صیادهنوزش تیرها قایم به ترکش
پریشان تر شود زلفت که چون خویشمرا پیوسته می دارد مشوش
هم از طیبش مرا بادامه در پاشهم از تابش مرا رخساره زرپش
ترا برکتف و کش خوش رام و آراممرا چون مار خشمین سخت و سرکش
منت کافی ز عشاق وفا کیشترا تنها صفایی بس جفا کش