گنج

شمارهٔ ۱۹۸

۹ بیت
جز از لب جانانه که چندین شکر آیدکشنید که تنگ شکر از لعل تر آید
تا صدق نباشد چه اثر ناله ی کس رانادر بود ار تیره خطا کارگر آید
در پیکر خارا سر خار ار بتوان کوفتحاشا که به دل آه منت پی سپر آید
افغان مرا در دل سندان تو ره نیستکاری مگر از ناله ی صاحب اثر آید
بر نایبه ی عشق نپاید مگر آن دلکز روی رضا تیغ بلا را سپر آید
در راه وفای تو دیغ از سر و جان نیستتحصیل مراد تو گر از جان و سر آید
در عشق تو یک دور به پایان شد و غم نیستعمی همه شادم که بدین دست سر آید
برتابد اگر در شب تارم رخ چون صبحچون روز شبم روشن و شامم سحر آید
پامال تو خواهد سر و تن بی همه افسوساز دست صفایی اگر این کار برآید