گنج

شمارهٔ ۱۸۵

۸ بیت
اگر سرشک منت خاک راه تر نکندترا ز حالت من دیگری خبر نکند
ریاض حسن ترا خرمی است اردی و دیمگر به باغ تو باد خزان گذر نکند
ستودن تو دریغ آیدم به سنگدلیور از هزار فغانم یکی اثر نکند
جفا به اهل وفا خاصه داد خواهان کیرواست کو ستمت در جهان سمر نکند
به خاکساری ما صد هزارت استغناستکه گفت لابه ی کس در بتان ثمر نکند
مگربه خاک درت خضر آب حیوان راکند معاوضه کز زندگی ضرر نکند
بر آن سرم که کنم خاک درگهت سر خویشاگر ز رشک مرا چرخ دربدر نکند
ز بسط و طول صفایی ملول خواهم شداگر بیان غم خویش مختصر نکند