گنج

شمارهٔ ۱۴۴

۱۲ بیت
سروقامت قیام دیگر کرددو قیامت به ساعتی برکرد
هم قیامت ز قد دلکش ساختهم کرامت ز چهر انور کرد
خاک در چشم ماه نخشب ریختبند بر پای سرو کشمر کرد
آنچه با عقل کرد سطوت عشقکافرم مسلم ار به کافر کرد
شرم بادش ز نوش خنده ی توهرکه یاد از نبات و شکر کرد
نکند صد قرابه می با ماآنچه آن چشم سحر پرور کرد
لعل سیراب و چهر سمائیتقانعم از بهشت وکوثر کرد
لب و دندان شهد پرور توحلقه در گوش لعل و گوهر کرد
گر نی خامه ام به ذکر لبتهر دم از نو بیان دیگر کرد
نه عجب هرکه قند ریزد بازخوب تر هر چه را مکرر کرد
کلک نامحرم صفایی بازداستان ها ز خون دل سر کرد
می ندانم که این بریده زبانچون سر از سر سینه ام در کرد