گنج

شمارهٔ ۳

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: انها۱۳ بیت
بنشین به پس زانو در مصطبه جان‌هاتا چند همی گردی بر گرد بیابان‌ها
بگذار سر ای سالک بر پای گدای دلتا تاج نهند از سر در پای تو سلطان‌ها
در مزرعه دنیی حاصل نتوان بردندر مزرعه گر بارد از چشم تو باران‌ها
با کوه اگر گویم این راز ز هم ریزدگویی دل سنگینت زد پتک به سندان‌ها
بشکافت به طنازی بشکست به طراریتیرش همه جوشن‌ها، زلفش همه پیمان‌ها
آن ماه همی‌تابد، آن سرو همی‌رویددر زاویه دل‌ها از باغچه جان‌ها
از چرخ چرا جویی کز تست پریشان‌ترسرّی که بود پنهان در سینه انسان‌ها
شاهی که بود درویش سلطان دلست ار نهبر تخت همی‌ماند بر صورت ایوان‌ها
شاهنشه فقرستی شایسته سلطانیمردست که خواهد برد این گوی ز میدان‌ها
سلطان که بود آدم از دیو نپرهیزدشمشیر یداللهی برد سر شیطان‌ها
با دوست نیندیشم در این دی و این بهمنآن طرفه بهار خوش با آن گل و ریحان‌ها
ابروی نگار من ابطال کشد در خونزین طرفه کمان آمد بر سینه چه پیکان‌ها
این سر نتوان گفتن جز بر سر دار ای دلاسرار صفا یکسر ثبتست به دیوان‌ها