گنج

شمارهٔ ۲

قافیه: ینما۱۲ بیت
ذیل طلب نیافته دست یقین مابگرفت دست عشق سر آستین ما
شد آستین عشق بدامان معرفتپیوسته از تحقق حق الیقین ما
از معرفت کشید بسر منزل فنادر فقر بود منزلت ماء و طین ما
بعد از فنا تجلی توحید حق بدلنازل شد از تنزل روح الامین ما
در حیرت اوفتاد ز توحید بار سیرزین سبز خنگ اطلس وارونه زین ما
حیرت ب آستانه فقر و فنا کشیدما را ز استقامت راء/ی رزین ما
زیر یسار ماست بیابان و نخل و نورچون شبان طور بود در یمین ما
ما را ز خاک برد بخلوتسرای دوستبی پر و پای نور دل راه بین ما
جز ما بزیر بار امانت نرفت کسبیهوده نیست این همه آه و انین ما
در وحدت از حوادث امکان منزهیماز کثرتست خاطر اندوهگین ما
ما آن دائمیم که جمعست در وجودصبح الست ما و دم واپسین ما
از سطر کون رسته صفای مجردیمفقر و فناست ثبت کتاب مبین ما