گنج

شمارهٔ ۴

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: نها۱۷ بیت
ای طایر قدوسی بر تن متن و تن‌هاداری پس ازین زندان بر عرش نشیمن‌ها
با زاغ سیه بودی یکچند درین مجلسبا روح قدس پری زین بعد به گلشن‌ها
از خوف توان رستن در مردن حیوانیدارد پسر انسان بر چرخ چه ماءمنها
هرگز بنمیرد کس گر بار دوم زایدتا بار دوم زادن داریم چه مردن‌ها
بر خار بیابان‌ها تا چند توان خفتنمرغی که چرد ریحان بر سنبل و سوسن‌ها
آن راز که گر گوید منصور به دار افتدگفتیم و پرستاران گفتند به برزن‌ها
از شرق بطون سر زد خورشید هو الظاهرمی‌تابدت ار باشد بر بام تو روزن‌ها
در معرکه وحدت پوشیده ز خون خفتانبی‌تیر چو آرش‌ها بی‌گرز چو قارن‌ها
بر رخش خرد زن زین زین خوان زحل بگذرکاین گرگ دغل درد خفتان تهمتن‌ها
ای بنده اگر خواهی آن طنطنه شاهیزی گلشن اللهی بگریز ز گلخن‌ها
خاکستر ما سازد هر قلب که باشد زراکسیر مهماتیم ما سوخته خرمن‌ها
ای وادی حیرانی گم‌گشته بسی دارددر خاطر ما باشد صد موسی و ایمن‌ها
ای اختر روزافزون دل را گهر گردونبی‌لعل لبت از خون لعلست چه دامن‌ها
حال دل عاشق را می‌پرسی و می‌دردمژگان تو خفتان‌ها ابروی تو جوشن‌ها
زین پرده برافکندن اندازی و افروزیدر شهر چه شورش‌ها بر چرخ چه شیون‌ها
ماه آوری از طوبی ای آدم کروبیای خارق عادت‌ها ای مبدع دیدن‌ها
آزار صفا کردن خون در دل ما کردنبا دوست جفا کردن بهر دل دشمن‌ها