غزل شمارهٔ ۶۵۳۹
تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه توشد سرمه گوشه گیر ز چشم سیاه تو
ما امتحان دشنه الماس کرده ایماز یک سرست با مژه کینه خواه تو
یادم ز جلوه های قد یار داده ایای کبک خوش خرام سر ما و راه تو
در چشم شور حشر نمک کرد انتظاردر پرده تا به چند نشیند نگاه تو؟
ای شاخ گل ببال که با این غرور حسنگل کج ندیده است به طرف کلاه تو
صائب به هوش باش مبادا دل شبیآتش به خرمنی بزند برق آه تو