غزل شمارهٔ ۶۲۵۴
عالمی نیست که عزلت نبود بهتر از آننیست کنجی که قناعت نبود بهتر از آن
طرف صحبت اگر خضر و مسیحا باشدصحبتی نیست که خلوت نبود بهتر ازان
مادر شکر به حسن طلب است آبستننیست شکری که شکایت نبود بهتر از آن
شرم از هر سر مو تیغ زبانی داردنیست عذری که خجالت نبود بهتر از آن
نیست در سلسله چشمه حیوان موجیکه دم تیغ شهادت نبود بهتر از آن
نیست در خاک وطن خاطر جمعی صائبکه پریشانی غربت نبود بهتر ازان