گنج

غزل شمارهٔ ۶۱۸۶

ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟که دارد غمزه ای گیرنده تر از خون مظلومان
نیفتد هیچ کافر بر زبان ناصحان یارب!مرا کردند عاقل رفته رفته این نفس شومان
اگر در دامن محشر گنه این آبرو داردبسا خجلت که خواهد شد گریبانگیر معصومان
صفا می بارد از آب گهر آیینه دولتمهل آید برون از پرده آب چشم مظلومان
به شکر این که محروم از وصال او نه ای صائببگو در وقت فرصت شمه ای از حال محرومان