غزل شمارهٔ ۶۱۴۸
دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟کبک کی از عهده شهباز می آید برون؟
نام شاهان از اثر در دور می ماند مداماز لب جام جم این آواز می آید برون
می شود از سرزنش سوز محبت شعله ورشمع روشن از دهان گاز می آید برون
از حوادث هر که را سنگی به مینا می خورداز دل خونگرم ما آواز می آید برون
از جفای چرخ کجرو می شود دل صیقلیزنگ از آیینه در پرداز می آید برون
یار دمسازی مگر چون نی به فریادم رسدورنه از یک دست کی آواز می آید برون
از جفای چرخ کجرو می شود دل صیقلیزنگ از آیینه در پرداز می آید برون
یار دمسازی مگر چون نی به فریادم رسدورنه از یک دست کی آواز می آید برون؟
با عصایی لشکر فرعون را موسی شکستسحر کی از عهده اعجاز می آید برون؟
چون برون آمد به عزت یوسف از زندان تنگ؟حرف ازان لبها به چندین ناز می آید برون
آنچنان کز برگ گل بی پرده گردد بوی گلبیشتر از پرده پوشی راز می آید برون
بی محرک می شود صائب سخنور نکته سنجنغمه بی مضراب اگر از ساز می آید برون