گنج

غزل شمارهٔ ۶۰۸۱

سرمه را هم محرم چشم سیاه خود مکنگر توانی آشنایی با نگاه خود مکن
رنگ بر رخساره عصمت مبادا بشکنددستبازی با سر زلف سیاه خود مکن
قبله من، عکس در شرع حیا نامحرم استخلوت آیینه را هم جلوه گاه خودمکن
خاطر رنگ حیا از برگ گل نازکترستشاخ گل را زینت طرف کلاه خود مکن
لشکر غارتگر خط می رسد از گرد راهتکیه بر جمعیت زلف سیاه خود مکن
پند صائب را در گوش غرور حسن سازبیش ازین آزار جان بی گناه خود مکن