گنج

غزل شمارهٔ ۶۰۴۱

شوق ما بال و پر جسم گران خواهد شدندار بر منصور ما تخت روان خواهد شدن
عشق دارد سختیی اما گوارا می شودبیستون بر کوهکن رطل گران خواهد شدن
هست اگر هر گریه ای را خنده ای در چاشنیریشه غم در دل ما زعفران خواهد شدن
از هواداران مشو غافل که وقت برگریزطوق قمری سرو را خط امان خواهد شدن
چون زلیخا هر که در عشق جوانان پیر شداز ورق گردانی دوران جوان خواهد شدن
گر به این عنوان شود اوضاع دنیا ناگوارخضر بیزار از حیات جاودان خواهد شدن
رشته سر در گم ما را نخواهد یافتنسوزن عیسی اگر بر آسمان خواهد شدن
زین شکست و بست کز گردون مرا در طالع استاستخوانم مغز و مغزم استخوان خواهد شدن
صائب آن آیینه رو خواهد به فکر ما فتادطوطی خاموش ما شکرفشان خواهد شدن