غزل شمارهٔ ۵۶۸۵
پیش دل شرح زر و گوهر دنیا چه کنیمعرض خر مهره دجال به عیسی چه کنیم
از گرانجانی ما روی زمین نیلی شدآرزوی سفر عالم بالا چه کنیم
مهر آن نیست که از ذره فراموش کندطرف وعده کریم است تقاضا چه کنیم
می رود قافله عمر به سرعت امروزما در اندیشه آنیم که فردا چه کنیم
جدل شبنم و خورشید بود مشت و درفشسپر تیر قضا غیر مدارا چه کنیم
کوه برفی است ز دستار تعین عالمما به کنجی نگریزیم ز سرما، چه کنیم
سنگ را موم کند باده گلگون صائبما به این شیشه دلی روی به صهبا چه کنیم