غزل شمارهٔ ۵۶۸۴
چه قدر سرخوشی از باده انگور کنیمبه که پیمانه خود از سر منصور کنیم
ما که از پرتو مهتاب نظر می بازیمبه چه طاقت هوس انجمن طور کنیم
ما چو نرگس به تن خویش نظر باخته ایمبه چه رو چشم به رخساره منظور کنیم
نمکی نیست درین عالم پرشور، مگراز نمکدان قیامت دهنی شور کنیم
بروی ای برق سبکسیر که در خرمن مادانه ای نیست که قفل دهن مور کنیم
عارفان غوره خود را می گلگون کردندما بر آنیم که صهبای خود انگور کنیم
جاده روشن شمشیر بود دست بدستصائب از مرگ چرا منزل خود دور کنیم