غزل شمارهٔ ۵۶۸۳
دل به این عمر سبکسیر چرا شاد کنیمبرسر ریگ روان خانه چه بنیاد کنیم
مهره گل پی بازیچه اطفال خوش استدل به بازیچه تعمیر چرا شاد کنیم
دشمن خانگی آدم خاکی است زمینخانه دشمن خود را ز چه آباد کنیم
نظر تربیت از عشق حقیقی داریمخوبی ساخته را حسن خداداد کنیم
دل سخت تو و امید ترحم، هیهاتطمع مرغ چه از بیضه فولاد کنیم
صید ما را نبود دغدغه آزادیخواب در کنج قفس روی به صیاد کنیم
از ادب نیست به گرد سر زلفش گشتنجان فدا در قدم شانه شمشاد کنیم
ای خوش آن روز که از شهر صفاهان صائبدست توفیق به کف، روی به بغداد کنیم