گنج

غزل شمارهٔ ۵۶۴۲

گوش ناز تو به فریاد حزین می مالمتا جبین هوس خود به زمین می مالم
با لب تازه خطش چند سیاهی بزندچهره آب خضر را به زمین می مالم
روی بر پای تو می مالم و می مالم چشمکاین منم بر کف پای تو جبین می مالم
منم آن جور وطن دیده که از ذوق سفررو به دیوار و در خانه زین می مالم
بال بر هم زدنم در قفس از شادی نیستدست بردست ز افسوس چنین می مالم
روزگاری است که مشاطه فکرم صائبرنگ بر چهره معنی نمکین می مالم