غزل شمارهٔ ۴۸۲۰
لب ساقی شکربارست امروزشراب و نقل بسیارست امروز
سپهر نیلگون یک شیشه میزمین یک جام سرشارست امروز
هوا از ابر و باغ از جوش شبنمدل و دست گهربارست امروز
لب پیمانه ها از آبداریلب میگون دلدارست امروز
شب آدینه و ایام روزه استگرانجانی که هشیارست امروز
اگر داری کلاهی رهن می کنکه جوش مغز دستارست امروز
قماش دلپذیر ماه کنعانمتاع روی بازارست امروز
چو پای خم حریفانند ساکنهمین پیمانه سیارست امروز
شب آدینه نیل چشم زخمی استکه بر رخساره یارست امروز
میان بگشا که درآیین مستانکمر بستن چو زنارست امروز