گنج

غزل شمارهٔ ۴۶۲۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انمینمایددرنظر۱۲ بیت
لاله ها چشم غزالان می نماید در نظرخارها صفهای مژگان می نماید در نظر
هر غباری کز زمین خیزد در این آب و هواسرو سیم اندام جولان می نماید در نظر
از خروش بلبلان و جوش گلها صحن باغمجلس پر شور مستان می نماید در نظر
ظاهر سنگ از هجوم لاله های آبدارباطن کان بدخشان می نماید درنظر
خنده گل خاک را یک روی خندان کرده استآسمان یک چشم حیران می نماید درنظر
از رگ ابر بهاران آسمان تلخرویخوشتر از زلف پریشان می نماید در نظر
یک دهن خنده است صحرا از نشاط نوبهارچون کواکب ریگ خندان می نماید در نظر
تا که زلف افشاند بر صحرا که از موج سرابروی صحرا سنبلستان می نماید در نظر
از هجوم داغ، هر زخم نمایان بر تنمرخنه دیوار بستان می نماید در نظر
چشم تنگ مور از تنگی دل تنگ مراعرصه ملک سلیمان می نماید در نظر
شوخ چشمی را که شوخی سر به صحرا می دهدخلوت آیینه زندان می نماید در نظر
بس که شور عشق پیچیده است در پیکر مراداغها صائب نمکدان می نماید در نظر