گنج

غزل شمارهٔ ۴۶۱۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اریبیشتر۱۵ بیت
می شود مغلوب، خصم از بردباری بیشترتیغ لنگر دار دارد زخم کاری بیشتر
هرکه راچون شانه دردل زخم کاری بیشترمی کند زلف سخن راشانه کاری بیشتر
بر کم وبیش محبت بیقراری شاهدستهر قدر افزون محبت، بیقراری بیشتر
هر قدر پیغام نومیدی ز معشوقان رسدعاشقان رامی شود امیدواری بیشتر
دورتر شد راه ما از سعی بی هنجار ماکودکان رامانده سازد نی سواری بیشتر
هرکه امیدش به عصیان کمتر از طاعت بودمی برد روز قیامت شرمساری بیشتر
گرچه می گردد ز آتش پخته هر خامی که هستخامتر هرکس که دارد جزو ناری بیشتر
دانه بهتر درزمین نرم بالامی کشدسرفرازی بیشتر چون خاکساری بیشتر
د ربلندی گرمی خورشید می گردد زیادحسن، عالمسوز گردد در سواری بیشتر
زلف از سر در هوایی هر نفس در عالمی استمی نماید حسن راخط پرده داری بیشتر
فیض ریزش دارد ارباب کرم راتر دماغخنده برق است درابر بهاری بیشتر
می شود چون ماه کنعان عاقبت مالک رقاباز عزیزان می کشد هر کس که خواری بیشتر
می کند خواب فراغت در شبستان لحدهر که اینجا می کند شب زنده داری بیشتر
از دلیل پوچ دایم فلسفی د رزحمت استکودکان رامانده سازد نی سواری بیشتر
می شود صائب دعا در دامن شب مستجابوقت خط هست ازبتان امیدواری بیشتر