گنج

غزل شمارهٔ ۳۴۶۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انمیباشد۱۲ بیت
دیده زنده دلان اشک فشان می باشدآب از قوت سرچشمه روان می باشد
نیست در انجمن وصل اشارت محرمدر حرم صورت محراب نهان می باشد
صیقل سینه روشن گهران گفتارستطوطی لال بر آیینه گران می باشد
طفل را هر سر انگشت بود پستانیروزی بیخبران دست و دهان می باشد
عاشق از عشق به معشوق نمی پردازدکعبه اهل ادب سنگ نشان می باشد
در دل پیر تمنای جوان بسیارستاین بهاری است که در فصل خزان می باشد
می شود زندگی از قامت خم پا به رکابتیر را شهپر پرواز کمان می باشد
چه کند قرب به عشاق، که در دامن گلهمچنان دیده شبنم نگران می باشد
بر حذر باش ز خصمی که شود روگردانکه هدف را خطر از پشت کمان می باشد
مشو از صحبت بی برگ و نوایان غافلکه شب قدر نهان در رمضان می باشد
نشأة باده نگردد به کهنسالی کمساکن کوی خرابات جوان می باشد
زندگانی به ته تیغ سرآرد صائبدل هرکس که به فرمان زبان می باشد