غزل شمارهٔ ۳۴۶۲
شکوه اهل دل از خلق نهان می باشداین عقیقی است که در زیر زبان می باشد
صحبت راست روان راست نیاید با چرختیر یک لحظه در آغوش کمان می باشد
بی ندامت نبود صحبت بی حاصل خلقشمع در انجمن انگشت گزان می باشد
جگر غنچه ز همصبحتی خار گداختغم به دلهای سبکروح گران می باشد
عشق هرچند که در نام و نشان ممتازستطالب مردم بی نام و نشان می باشد
حسن را در دم خط ناز و غرور دگرستخواب در وقت سحرگاه گران می باشد
خط برآورد و همان چهره او ساده نماستدر صفا جوهر آیینه نهان می باشد
در خموشی نشود جوهر مردم ظاهرصائب این گنج نهان زیر زبان می باشد