گنج

غزل شمارهٔ ۳۴۳۵

ساقی بزم اگر آن دلبر رعنا باشددور اول همه را نشأه دوبالا باشد
از هوای شب آدینه مجو صافدلیدرد می در قدح آخر مینا باشد
دور ازان بزم شرابی به قدح می ریزمکه کبابش همه از سینه عنقا باشد
داغ این است که در سینه من پهن شده استلاله آن نیست که در دامن صحرا باشد
داغ اغیار به صد کان نمک شور نشدداغ ما نیست نمک خورده سودا باشد
چون کشم با لب او باده پنهان صائبرشک بر چشم حباب است اگر وا باشد