گنج

غزل شمارهٔ ۳۲۹۲

چهره ات رنگ ز گلدسته مینا داردغنچه ات درس تبسم ز مسیحا دارد
عرصه خانه خشت و گل خم دلگیرستدختر رز هوس چادر مینا دارد
دلم از گریه مستانه مدد می طلبداین گل ابر نظر بر لب دریا دارد
بوی پیراهن اگر تند رود معذورستدشمنی در پی چون چشم زلیخا دارد
صائب این ذوق که از نشأه می یافته استجان اگر در گرو باده کند جا دارد