گنج

غزل شمارهٔ ۳۱۴۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ربرونامد۷ بیت
به دور خط زشرم آن لعل جان پرور برون آمدزجذب طوطیان از بند نی، شکر برون آمد
زخط عالم سیه شد در نظر آن خال موزون راسرآید عمر موری را که بال و پر برون آمد
نگاهش تا زمژگان تاخت بیرون سوخت عالم راعجب آتش عنانی از صف محشر برون آمد
نه امروز از خرابات مغان مخمور می آیممکرر ساغرم لب تشنه از کوثر برون آمد
چو قسمت نیست، از اقبال کاری برنمی آیدزظلمت با دهان خشک اسکندر برون آمد
مگردان روی از بخت سیه گر بینشی داریکه اخگر شسته رو از زیر خاکستر برون آمد
زفکر عاقبت دریای خون شد قطره ام صائبکه از بحر صدف می بایدم گوهر برون آمد