غزل شمارهٔ ۳۱۴۵
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ازمیامد۶ بیت
به طوف خاک من گر آن سراپا ناز می آمدبه جوی عمر، آب رفته من باز می آمد
چنان کز شیشه سربسته آید باده در ساغربه آن تمکین به آغوش من آن طناز می آمد
به صید خویش می کردم دلالت شاهبازش رااگر از خنده من همچو کبک آواز می آمد
ز امید وصالش بود آهنگ آنچنان بزممکه بی ناخن صدا از پرده های ساز می آمد
چنان کز بازگشت نوبهاران شد جوان عالمچه می شد گر بهار عمر ما هم باز می آمد؟
اگر می بود در گلزار عالم نوگلی صائبصفیر عشق از کلک سخن پرداز می آمد