گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۰۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یمیدهند۹ بیت
کی به ارباب تجرد مال دنیا می دهند؟آب از سرچشمه سوزن به عیسی می دهند
کیست تا سیراب سازد این سفال خشک را؟چون به گوهر قطره آبی زدریا می دهند
با زبردستی جوانمردان میدان وجودخاکمال دشمن از راه مدارا می دهند
می دهند از کف به سیم قلب ماه مصر راکوته اندیشان که دین خود به دنیا می دهند
دوربینانی که آگاهند از طغیان نفسدر شکست خویش کی فرصت به اعدامی دهند؟
پوچ مغزانی که بر گفتار می آرند زورخرمن خود را به دست بادپیما می دهند
رتبه دیوانگی گر نیست بالاتر زعقلداغ سودا را چرا بر فرق سرجا می دهند؟
گوشه گیران ایمن از آسیب شهرت نیستندگر به کوه قاف پشت خود چو عنقا می دهند
شهر صائب بر شکوه عشق تنگی می کندزین سبب دیوانگان را سر به صحرا می دهند