غزل شمارهٔ ۲۵۲۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: مکند۷ بیت
خط مگر با آن لب میگون مرا همدم کندزور این می را مگر بیهوشدارو کم کند
گرچه دارد حجت ناطق زعیسی در کنارگفتگوی منکران خون در دل مریم کند
گر بود طوطی، که زنگ خاطر من می شودهر که را با خویش آن آیینه رو محرم کند
سبزه خاکش برآید سرمه آلود از زمینعشق هر کس را به اسرار نهان محرم کند
خون کند کفران نعمت باده را در ساغرشهر که با جام سفالین یاد جام جم کند
اشک بلبل را به دامن رهنمایی کندگل ز روی لطف اگر دلجویی شبنم کند
هر که صائب نرگس خندان او را دیده استچشم آهو را خیال حلقه ماتم کند