گنج

غزل شمارهٔ ۲۴۱۱

از حریص افزون به قانع فیض احسان می‌رسدروزی مور از شکرخند سلیمان می‌رسد
حاصل عالم بود از قانعان، کز کشتزارهرچه از موران زیاد آید به دهقان می‌رسد
بید می‌گردد پس از خشکی برومند از نباتاز سر منصور دار آخر به سامان می‌رسد
حلقه درگاه امیدست چشم انتظاربوی پیراهن به داد پیر کنعان می‌رسد
حسن را دارد سپند از چشم بدبینان نگاهناله بلبل به فریاد گلستان می‌رسد
وصل می‌خواهی، تلاش خاکساری کن که گردتا نفس را راست می‌سازد به دامان می‌رسد
تیره‌روزان خوب می‌دانند صائب قدر همشام زلف آخر به فریاد غریبان می‌رسد