گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۶۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارههاست۱۱ بیت
در عین بحر، گوشه نشین را کناره هاستدر یتیم را ز صدف گاهواره هاست
تا داده ام عنان توکل ز دست خویشکارم همیشه در گره از استخاره هاست
از زاهدان خشک حدث گهر مپرسخار و خس از محیط نصیب کناره هاست
نادان دلش خوش است به تدبیر ناخداغافل که ناخدا هم ازین تخته پاره هاست
آب فسرده در صدف پاک گو مباشگوش ترا چه حاجت این گوشواره هاست؟
از راز عشق، زاهد خشک است بیخبرابروی قبله را چه خبر از اشاره هاست؟
از ما مجوی صبر که سررشته شکیباز دست رفته تر ز عنان نظاره هاست
مور ضعیف اگر چه برابر بود به خاکنسبت به خاکساری من از سواره هاست
دربسته ماند میکده از زاهدان خشکخس پوش بحر رحمت ازین تخته پاره هاست
نگذاشت گریه در نظرم آرزوی خامدامان صبح، پاک ز اشک ستاره هاست
صائب ز درد و داغ ندارد شکایتیباغ و بهار سوخته جانان شراره هاست